تبليغاتX
دوستانه
دوستانه
چهارشنبه 15 آذر1385
مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند...........

 

کاش ميشد تا خدا پرواز کرد پاي دل از بند دنيا باز کرد کاش ميشد از تعلق شد رها بال زد همچون کبوتر در هوا

بازم اومدم ....دلم واسه نوشتن تنگ شده بود دیگه خیلی وقته شعر نمیگم و چیزی نمینویسم یه جورایی نقطه ی ذوقم کور شده

شاید منم مثل سحراب در افسون گل سرخ شناور شدم و خودم گم کردم....خیلی دلم گرفته این روزا برام دعا کنین

 

میخوام دلمو سمپاشی کنم

می خوام دلمو سم پاشی کنم می خوام کاری کنم که دلم دیگه آفت نزنه می خوام همه علف های هرزشو از توش جمع کنم می خوام مواظب باشم که دیگه توش علف هرز در نیاد می خوام به موقع بهش آب بدم تا همیشه سبز باشه میخوام دیوارهای دلمو اونقدر بسابم تا برق بزنه تا عکس تو رو روی همه دیوارهاش ببینم تا باز هم مثل همیشه ها فقط خونه خودت باشه تا باز هم مثل همیشه ها بیای خونه ات...

حلقه

دخترک خنده کنان گفت که چيست

راز این حلقه ی زر؟؟؟؟

رز این حلقه که انگشت مرا

این چنين تنگ گرفته به بر

راز این حلقه که در چهره ی او

این همه تابش و رخشندگی است؟

مرد حيران شد و گفت:

«حلقه ی خوشبختی است

حلقه ی زندگی است»

همه گفتند مبارک باشد

دخترک گفت دريغا که مرا

باز در معنی ان شک باشد

سالها رفت و شبی زنی افسرده

نظر کرد بر این حلقه ی زر

ديد در نقش فروزنده ی او

روز هايی که به اميد وفای شوهر

به حدر رفته حدر

زن پريشان شد و ناليد که وای

این حلقه که در چهری او

این همه تابش و رخشندگی است

حلقه ی بردگی و بندگی است

فروغ فرخزاد

 

 

فرقی نمی کنه که من اول اومدم یا تو ……مهم اینه که…..کی تا آخرش می مونه.......فدای شما گلایه


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 9:33 قبل از ظهر توسط : گلایه

RSS



JavaScript Codes

کدهای خفن جاوا اسکریپت

delnobahar

{--------------------}