تبليغاتX
دوستانه
دوستانه
یکشنبه 15 بهمن1385
السلام علیک یا اباعبد الله

 

 

بعضی روزا فکر میکنم بار گناهم ، کاری کرده پیش تو من رو سیاهم ، از خجالت بسته نگاهم ، درونم میسوزه از سوزش آهم ، یاد گرفتاریم میفتم  یاد اون لحظه ای که میبرنم ، به یاد غسل و کفـــنم ، یاد فشار قبرم و فریاد زدنم ، یاد عذاب و بدنم ، یاد اون لحظه ای که دوتا ملک سوال کنن ، یاد ساکت شدنم ،یاد اون شلاقایی که میزنن روی تنم ، که بگو خدات کیه؟ قبلت کجاست؟ چیه کتا ب تو ؟ اسم پیمبَرت و بگو؟

کمکم کن نمونه جوابم توی گلــــــــــو...

تو سوال اولی بگم علی  دیگه هرچی که بگن ، بگم حسین

 

دینــــــــم ، روحم ، خونــــــــــــم ،عشـــــــــقم ،

اول ،آخر ، قبلـــــــه ، مکـــه ،  زمزم ، صفا

کعبه

حسین

 

دینم

 زینب و حسین

 

 

قِبلم

قِبلم

 

 بین الحرمین

 

 

 

سینه زن تو وقتی که میخواد بمیره

 دمِ آخر دَم میگیره ، اگه بگن حالت چطوره؟

میگه دلم چشم به راه مقدم حضرت امیر

آخه شنیدم موقه ی مردن ، تو میای پا میزاری روی سرم

خودت نگفتــــــــــــــی که میام با پدرم ؟

با حسنم برادرم ؟ منتظرم باش که میام با مادرم ؟

اگه اومدی بالا سرم

یه بار بگو به مادرت این بیچاره نوکرته

بگو به بابات این غلام قمبرته

بگو به امام مجتبی این دیونه گریه کن مادرم و مست تو و خواهرم

به مادرت بگو که این بنده اگر ناسپاس

ولی دل داده ی عطر گل یاس

تو عاشقی  هرچی میدونه معلم عشقش

 عباس

عباس

عباس

 

 

 

 

 

 

اگه بخوام حسم و بگم شاید فکر کنین دارم شعار میدم شاید خیال کنیـن دروغ میگم ولی به زیبایی این روزا وجودش و حضورش و حس کردم انگارصاحب عزا خودش حضور داشت و ناظر مجالس بود.

ما(مینا & گلایه) تمام مدت روز عاشورا رو با هم بودیم از صبح تا ساعت 12 شب واسه همتونم دعا کردیم آش هم زدیم روی شله زردای نذری رو تزیین کردیم ته دیگ شله زرد و خوردیم ، چایی بردیم ، تازشم شبشم رفتیم شام غریبان شمع روشن کردیم گریه کردیم دسته های سینه زنی و نگاه کردیم غذای نذری خوردیم . و از همه مهم تر دل همتون بســــــــــــــوزه رفتیم حرم امام رضا کلی دعا خوندیم خیلی خوب بود خیلی حا ل داد . همتونم دعا کردیم البته . خیلی خوب بود

اون روز شد یه خاطره  یه خاطره ی فراموش نشدنی ....

 

 

بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کربُبـــَـــــــــلا

بوی عنبر،خنجر روی حنجر، کربُبـــــــــَـــــلا

بوی احمــــــــــــد شیش ماه و اکبـــر کربُبــــــَـــــــــلا

بوی لاله ،دختر سه ساله ، خدای الاله کربُبــــــَــــــــــلا

بوی دود و صورت کبــــــــود و کربُبـــــــــَـــــــلا

 

 

اینم عکسایی از شور و حال حسینی. ببخشین تار اخه اینا در حال حرکت بودن نمیشدم بگم واستین عکس بندازم اینه که تار شد....

 

 

دختر کوچولوی نازی که من و یاد دختر سه ساله ی عاشورا انداخت

مردم همه دور تا دور خیمه ها به یاد حسین رفع تشنگی میکردن

 

اینم پوستر زیبای ساقی کربلا

 

 

 

 

خواستم بازم عکس بزارم ولی باشه واسه بعد خیلی شلوغ شد امیدوارم خوشتون اومده باشه کربلاییاش صلوات یادتون  نره

 

 


 

راستی قابل توجه همه ی دوستان 17 بهمن ماه سالروز تولد مینا جونشونه اگه هدیه تدارک دیدین میتون به ادرسشون بفرستین از نظر من بلامانعه و با توجه به همزمانی این روز فرخنده با ماه محرم متاسفانه نه میتونیم جشن بگیریم نه وبلاگ و چراغونی کنیم فقط از طرف همه یه بــــــــــــــــــــــوس گنده از لپش میگیرم من و از همین جا بهش تبریک میگم و میگم که بهترین دوستم و مثل خواهر نداشتم دوسش دارم انشا الله خوشبخت باشه

   دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم مینای گلم تولدت مبارک

این گل و تقدیمش میکنم به تو

 

 

 

 

 

التماس دعا (دوستانه)

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط : گلایه

RSS



JavaScript Codes

کدهای خفن جاوا اسکریپت

delnobahar

{--------------------}